
نَفَسَم را تویِ مشتم حبس می کنم ، از این همه زمستان سَردم می شود !
چشمانم را به تقویم می دوزم ؛ فکر می کند پاییز است !!
خنده ام می گیرد ...
ورق اش می زنم ، می گذارم رویِ صفحه یِ زمستان .
تلویزیون را روشن می کنم . گوینده یِ اخبار فکر می کند پاییز است !
کلافه می شوم :
+ مامان الان چه فصلیه ؟!
- پاییز !
حتی مادر هم فکر می کند پاییز است ... !
.
.
.
پالتویم رو برمی دارم
تا یک عصرِ زمستانیِ دیگر را ، مثلِ هر روز ، قَدَم بزنم ...
× ناگفته ها ×...ما را در سایت × ناگفته ها × دنبال میکنید
برچسب: اینجا زمستان است, نویسنده: بازدید: 16