خداحافظ

خرید بک لینک

نیامده ام که بگویم سلام . که دوباره مثلِ قدیم ها شعری بنویسم و خاطره ای بگویم و رهگذرانی بی خیال بیایند و خوانده یا نخوانده رد شوند . رد شوند از این صفحه یِ سفیدِ غبار گرفته . فقط آمده ام بگویم که من از تمامِ کارهایِ دنیا فقط زل زدن را بلدم . آدم ها می آیند ، می روند و من همیشه کمی دورتر ایستاده ام و فقط زل می زنم . لحظه ها اتفاق می افتند ، تمام می شوند و من فقط نگاه می کنم . بلد نیستم آن لحظه ، درست همان لحظه که باید ، دست به کار شوم . همیشه همه چیز رفته است و من مانده ام ... همیشه یک جایی آن وسط ایستاده ام و عبور شدم . هیچ وقت برایِ بودن تقلّا نکردم . تمامِ وجودم بغض شد اما زبانم نچرخید که نرو ... گذاشتم دخترکِ وجودم یک گوشه ای بایستد و رفتن ها را تماشا کند فقط . همیشه برایِ آدمهای زندگی ام دست تکان دادم و لبخند زدم که برو ... خدانگهدارت ! حالا هم آمده ام به همه بگویم خدانگهدار . راستش تا هنوز چیزی ازت هست باید تمام کنی . خدانگهدار گفتن سخت است . خدانگهدار گفتن به کسی که دوستش داری خیلی سخت است . من امروز خیلی سختم است . اما امروز باید این غزل را تمام کنم قبل از اینکه تمام شود . غزلی که هیچ وقت قافیه نداشت . غزل های بی قافیه ، غزل های غریبی اند . نه گوشه ی جزوه ی پسرکی که عاشقِ هم کلاسی اش شده نوشته می شوند ، نه پشتِ ویترینِ کتاب فروشی ها می توانی ببینیشان . تنها می توانی کنارشان بگذاری تا بی وزنی شان تویِ ذوق ات نزند . غزل هایِ بی قافیه ، غزل هایِ غریبی اند . غزل هایی که تمام شدن را خوب می فهمند .

دیگر

سفارشی نیست ...

تنها جانِ تو و جانِ پرندگانِ پربسته ای که دی ماه ،

به ایوانِ خانه ات می آیند !

خداحافظ /

× ناگفته ها ×...

ما را در سایت × ناگفته ها × دنبال می‌کنید

برچسب: خداحافظ,خداحافظی تلخ,خداحافظی,خداحافظی طولانی,خداحافظ گری کوپر,خداحافظ بچه,خداحافظ تهران,خداحافظی تلخ متن,خداحافظ رفیق,خداحافظ عشقم, نویسنده: بازدید: 29 تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 6:40

صفحه بندی