لیلی زیرِ درختِ انار نشست
درختِ انار عاشق شد . گل داد ، سرخِ سرخ
گل ها انار شد ؛ داغِ داغ
هر اناری هزار تا دانه داشت
دانه ها عاشق بودند ، دانه ها تویِ انار جا نمی شدند !
انار کوچک بود
دانه ها ترکیدند ، انار تَرَک برداشت
خونِ انار رویِ دستِ لیلی چکید . لیلی انارِ تَرَک خورده را از شاخه چید .
مجنون به لیلی اش رسید
خدا گفت : رازِ رسیدن فقط همین بود !
کافیست انارِ دلت تَرَک بخورد ...
× ناگفته ها ×...ما را در سایت × ناگفته ها × دنبال میکنید
برچسب: بشکن وب,بشکن زدن,بشکن منصور,بشکن سبوی باده را,بشکن,بشکنه دستی که نمک نداره,بشکن زدن به انگلیسی,بشکن سکوت خلوتم,بشکن زدن جرج کلونی,بشکن قرق را ماه من,
نویسنده:
بازدید: 22