برای او که رفت ...

خرید بک لینک

تویی که تویِ یه ظهرِ گرم و دلگیرِ تابستون تصمیم می گیری خداحافظی کنی و بری . آره ، دقیقا با تو اَم ! از آهنگایِ وبلاگا هم دل می کَنی حتی . این خیلی خوبه که همه چیز کم کم یادت میره . یادت میره که چقدر رفتی و با نوشته های این و اون مُردی . یادت میره که با کامنتای چه کسایی از ذوق منفجر می شدی . یادت میره که با چه کامنتایی دلت گرفت و حتی تا چند ساعت پَکَر بودی . حتی اون کامنتای بی سر و ته که سوژه می کردی و بابتش هر و هر می خندیدی هم یادت میره . درسته ... همه ی اینا یادت میره . یادت نمیره ها ! فقط سعی می کنی که یادت بره . دوست داری این طوری بذاری و بری ، بلکه از غمِ همیشگیِ بلاگ نویسی خلاص بشی شاید . اما می دونی چیه ؟ چند سالِ دیگه ، حوالیِ همین روزایِ کسل کننده یِ شهریور ماه ، وقتی یه گوشه نشستی و داری به این فکر می کنی که رنگِ سورمه ای بیشتر بهت میاد یا سبزِ چمنی ، یک آن یادت میوفته این جا رو . یادت میوفته و دستت به هیج جا بند نیست . دلت تنگ میشه ... خیلی ! اما متاسفانه انقدر مشغله داری و ذهنت شلوغ پلوغه که نه آدرسی یادت میاد نه اسمی . فقط میری و حرفات رو دستُ پا شکسته تویِ گوگل سرچ میکنی و وارد یه صفحه ی خاک خورده با قالبِ طوسی رنگ میشی . واردِ صفحه یِ لینکا میشی . خب ؟ چی می بینی به نظرت ؟!

آرشیوِ همه مالِ خیلی وقتِ پیشِ . خیلی وقتِ پیش !

+ همین . دیگه حرفی باقی نمی مونه ... بدرود !

× ناگفته ها ×...

ما را در سایت × ناگفته ها × دنبال می‌کنید

برچسب: برای او که رفت, نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 18:49

صفحه بندی