
xa0 من همیشه از تمامِ چمدان ها و ساک ها و کوله پشتی های حجیم متنفر بودم . شاید چون هیچ وقت از فعلِ رفتن خوشم نمی آمد . از همان دورانِ بچگی ، بعد از تعطیلاتِ نوروزی ، باید به خداحافظی از مادرجون و خاله ها و نوه های فامیل به اجبار تن می دادم و همیشه هم از این فعلِ رفتن حرصم می گرفت . از اینکه پشتِ سرت آب بریزند ، از زیر قرآن رَدَت کنند و تو راهیِ جاده شوی و خو کنی به غربتِ شهری که هیچ وقت متعلقِ به آن نبودی . اصلا راستش از تمامِ ترمینال ها ، صدایِ خرخر کردن چمدان هایی که روی زمین کشیده می شوند و ب...
ادامه مطلب
xa0 عشق بدون شک یکی از آن چیزهایی ست که می تواند تمامِ زندگی انسان را تغییر دهد اما روی دیگرِ سکه هم هست ؛ چیزه دیگری که می تواند تمامِ راه و هدف انسان را تغییر دهد " ناامیدی ! " . البته که عشق می تواند یک انسان را عوض کند اما ناامیدی می تواند این کار را سریع تر انجام دهد. یازده دقیقه / اثرِ پائولو کوئلو xa0 + فلانی می گفت " بدون شک یه دیوانه ی زنجیریِ پولدار خعلی بهتر از یه دیوانه ی زنجیریِ بی پوله " ! ++ خدایا توبه :| xa0...
ادامه مطلب